محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
160
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
سرپرستى برادرزادهاش خوان دوم پادشاه قشتاله استعفاء جست و در سال 1412 م بر تخت پادشاهى آراگون استقرار يافت . با روى كار آمدن او باب تازهاى در سلطنت آراگون گشوده گرديد . مدت حكومت فرناندو صاحب انتقيره از چهار سال درنگذشت . او اميرى مقتدر و هوشيار و مدبر بود ولى همواره هواى سلطهء مطلقه در سر داشت و اين عادتى بود كه از قشتاله به ارث برده بود . ازاينرو از حدود و مقرراتى كه مجلس آراگون براى او تعيين مىكرد ملول شده بود . در واقع روحيه احترام به قانون در آراگون بيشتر از قشتاله بود و اين به طبيعت مردم آراگون بستگى داشت كه همواره از حكومت مردان مطلقالعنان برحذر بودند . چون فرناندوى اول ( فرديناند ) در سال 1416 م بمرد پسرش آلفونسوى پنجم معروف به آلفونسوى باشكوه sminangaM LE بر تخت نشست . آلفونسوى پنجم را در تاريخ ايتاليا و مملكت ناپل نام و آوازه بيش از تاريخ آراگون است . آلفونسو فرمانروايى صقليه و آراگون را - هردو - از آن خود ساخت و توانست پس از حوادث و خطرات بسيار مملكت ناپل را نيز تصرف كند و در سال 1442 م بر تخت سلطنت ناپل نشيند . آلفونسو در ناپل ماند و فرمانروايى آراگون و اراضى تابع آن را به برادرش خوان ( يوحنا ) سپرد كه از سوى او حكومت مىكرد . آلفونسو بر ناپل و صقليه بسط نفوذ داد و دربارش در ميان كاخهاى ايتاليا درخشندگى خاص داشت . آلفونسو ياريگر علوم و ادبيات و هنر بود و در اين راه همانند ديگر معاصران خود از رجال دولتى و دينى بود كه در انگيزش نهضت علمى و ادبى كه از آن به رونسانس تعبير مىشود سهم بسزايى داشت . او نيز بدون جانشين قانونى در سال 1458 بمرد و مملكت ناپل را به فرزند غيرقانونىاش فرناندو واگذاشت . برادرش خوان به نام خوان دوم بر تخت سلطنت آراگون جلوس كرد . خوان دوم پادشاهى نيرومند بود ولى سركش و ستمپيشه . خوان به امور داخلى آراگون نمىپرداخت . زيرا همه آرزويش دست يافتن به ناوار بود . او شوى و وارث بلانش ملكهء ناوار بود . همچنين مدتى سرگرم فرونشاندن انقلاب پسر خود